راز هستی

نگاهی جدید به عالم هستی

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 69
بازدید دیروز : 223
بازدید هفته : 676
بازدید ماه : 1797
بازدید کل : 43592
تعداد مطالب : 43
تعداد نظرات : 39
تعداد آنلاین : 1



Alternative content



رهی معیری

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

<وزجان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
<اول به دام آرم ترا و آنگه گرفتارت شوم
نويسنده: علی توکلی تاريخ: چهار شنبه 2 ارديبهشت 1394برچسب:عشق,دام,زندگی,تفکر,دوست,داشتن,انسان,خدا,آزادی,شعور,دوبیتی,رهی,معیری, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

لحظه ای تفکر

 تابه حال از خود پرسیده ای که دراین عالم چه میکنید و قرار به کجا برید؟

قطعا این یکی از مهمترین سوالهای بشر است اما توجه به این نکته ضروریست که چگونه باید به دنبال جواب این سوال رفت؟آیا ازطریق عقلو منطقوفلسفه وعلوم دقیقه؟

یاازطریق دل ودلدادگی واحساسوخیال؟

یاازطریق دین وشریعت؟

لطفا نظربدهید شما کدام راه را برمیگزینید؟

باتشکر

نويسنده: علی توکلی تاريخ: یک شنبه 23 فروردين 1394برچسب:حقیصت,عشق,تفکر,منطق,فلسفه,علم,شعر,دوست,شریعت,دین,دینداری,علوم,ریاضیات,فیزیک, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دلشدگان

 دلم برفت و دل شدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت
یا او به شاه راه طریقت گذر نکرد
من ایستاده ام تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر بهغ ما چو نسیم سحر نکرد
نويسنده: علی توکلی تاريخ: جمعه 14 فروردين 1394برچسب:دل,خبر,عشق,عزیز,جان,جانان,راز,گل,زیبایی,دوست, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شعری از استاد شهریار

ای جگر گوشه کیست دمسازت

<با جگر حرف میزند سازت
تارو پودم در اهتزاز آرد
<سیم ساز ترانه پردازت
حیف نای فرشتگانم نیست
<تا کنم ساز دل هم آوازت
وای ازین مرغ عاشق زخمی
<که بنالد به زخمه سازت
چون من ای مرغ عالم ملکوت
<کی شکسته است بال پروازت
شور فرهاد و عشوه شیرین
<زنده کردی به شور و شهنازت
نازنینا نیازمند توام
<عمر اگر بود می کشم نازت
سوز و سازت به اشک من ماند
<که کشد پرده از رخ رازت
گاهی از لطف سرفرازم کن
<شکر سرو قد سرافرازت
شهریار این نه شعر حافظ بود

<که به سرزد هوای شیرازت 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: چهار شنبه 13 اسفند 1393برچسب:عشق,ساز,حافظ,شیراز,شهریار,عالم,ملکوت,ترانه,شیرین,اشک,غم,سوز, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

فریاد

 فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت 
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت 
 آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند 
وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت 
از پیش و پس قافله ی عمر میندیش
 گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت 
ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم
دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت 
رفتی و فراموش شدی از دل دنیا
چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت 
رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد
بیدادگری آمد و فریادرسی رفت 
این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی ست
دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت
هوشنگ ابتهاج .
نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 5 اسفند 1393برچسب:فریاد,هوشنگ ابتهاج,عمر,هستی,عشق,غم,زندگی,حقیقت,دیزار,عاشقانه,لذت,چشم, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درخواست همکاری بزای کارهای پژوهشی وتحقیقاتی برای مقاله های علمی

 با سلام خدمت  دوستان گرامی

از کسانی که در زمینه ی علوم پایه وعلوم مهندسی.... ..مانند فیزیک شیمی ریاضی.....علاقمند هستن که بر روی مباحثی تحقیق علمی داشته باشن با ارای طرح از جانب بنده برای تولید مقاله های آی اس آی و مقالات بین المللی در خواست همکاری میکنم...درصورت تمایل در قسمت نظر خصوصی به بنده اطلاع بدهید...باسپاس فراوان وآرزوی موفقیت برای همه دوستان ارجمند.  یاحق

نويسنده: علی توکلی تاريخ: شنبه 24 آبان 1393برچسب:مقاله علمی,تحقیق علمی,پژوهش,نخبگان,مقاله یISI, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

این چیست ای عشق........

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم؟

 

حال همه خوب است- من اما نگرانم...!
در فکر تو بستم چمدان را و همین فکر،
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم..
چیزی که میان من و تو نیست غریبی ست،
صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم...؟!
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت،
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم...!
از سایه سنگین تو من کمترم آیا؟!
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم!
ای "عشق "مرا بیشتر از پیش بمیران،
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم.
نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 20 آبان 1393برچسب:عشق,چیست,چهره,دل,دادگی,غم,غریبی,عاشقس, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

گذری از میان کوچه ها(قسمتی ازدل نوشته های اینجانب)

درفراسوی خیالم,درآن زمینهای لغزان پرازبرف,گام های کوچکی ازخیال بلندم رابرمیداشتم,که ناگهان قدم به آسمان هزاررنگ رنگین کمانی گذاشتم,مهتاب رادیدم,آفتاب رابوسیدم.وسواربراسب سفیدنسیم,درکوچهای دشت باران.برای رسیدن به کلاغ قصه ها گذرکردم از همه ی قصه های کودکانه ام اما هنوز به او نرسیده ام...بازهم میروم چون امید دل هنوز زنده است ونای فریاد سبز پس بایدرفت وجستجو کرد دراین راه راه بی راهی........علی

نويسنده: علی توکلی تاريخ: یک شنبه 18 آبان 1393برچسب:متن,نثر,دل نوشته,عشق,هنر,برف,باران,عاشقانه , موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

باز کمی نزدیک تر

میان این هیاهوی بی رنگی درکناردلهای هزاررنگ چشم به نگاه اودارم.لحظه ای درنگ حتمیست.تکرارنگاه انسانهایی که درگذرزندگی ام دیدام وحال دراین لحظه هریک درکارودارزندگی خویشن.اه.چقدرتنهاوغریبیم ماانسانها(علی)

نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 5 آبان 1393برچسب:هیاهو,چشم,زندگی,بی رنگی,هزار رنگ,عشق,آدم,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

عطار نيشابوري

زندگینامه عطار نیشابوری

 


فريدالدين ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، يكي از شعرا و عارفان نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجري قمري است. بنا بر آنچه كه تاريخ نويسان گفته اند بعضي از آنها سال ولادت او را 513 و بعضي سال ولادتش را 537 هجري.ق، مي دانند. او در قريه كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكي او اطلاعي در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاري كه همان دارو فروشي بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه مي دهد و به شغل عطاري مشغول مي شود. او در اين هنگام نيز طبابت مي كرده و اطلاعي در دست نمي باشد كه نزد چه كسي طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاري و طبابت مشغول بوده تا زماني كه آن انقلاب روحي در وي به وجود آمد و در اين مورد داستانهاي مختلفي بيان شده كه معروفترين آن اين است كه:

 

 


"روزي عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درويشي به آنجا رسيد و چند بار با گفتن جمله چيزي براي خدا بدهيد از عطار كمك خواست ولي او به درويش چيزي نداد. درويش به او گفت: اي خواجه تو چگونه مي خواهي از دنيا بروي؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا مي روي. درويش گفت: تو مانند من مي تواني بميري؟ عطار گفت: بله، درويش كاسه چوبي خود را زير سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنيا برفت. عطار چون اين را ديد شديداً متغير شد و از دكان خارج شد و راه زندگي خود را براي هميشه تغيير داد."

 

 


او بعد از مشاهده حال درويش دست از كسب و كار كشيد و به خدمت شيخ الشيوخ عارف ركن الدين اكاف رفت كه در آن زمان عارف معروفي بود و به دست او توبه كرد و به رياضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت اين عارف بود. عطار سپس قسمتي از عمر خود را به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و از مكه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در اين سفرها بسياري از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و در همين سفرها بود كه به خدمت مجدالدين بغدادي رسيد. گفته شده در هنگامي كه شيخ به سن پيري رسيده بود بهاءالدين محمد پدر جلال الدين بلخي با پسر خود به عراق سفر مي كرد كه در مسير خود به نيشابور رسيد و توانست به زيارت شيخ عطار برود، شيخ نسخه اي از اسرار نامه خود را به جلال الدين كه در آن زمان كودكي خردسال بود داد. عطار مردي پر كار و فعال بوده چه در آن زمان كه به شغل عطاري و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پيري خود كه به گوشه گيري از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نيز گفته هاي مختلفي بيان شده و برخي از تاريخ نويسان سال وفات او را 627 هجري .ق، دانسته اند و برخي ديگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولي بنا بر تحقيقاتي كه انجام گرفته بيشتر محققان سال وفات او را 627 هجري .ق دانسته اند و در مورد چگونگي مرگ او نيز گفته شده كه او در هنگام يورش مغولان به شهر نيشابور توسط يك سرباز مغول به شهادت رسيده كه شيخ بهاءالدين در كتاب معروف خود كشكول اين واقعه را چنين تعريف مي كند كه وقتي لشكر تاتار به نيشابور رسيد اهالي نيشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشيري توسط يكي از مغولان بر دوش شيخ خورد كه شيخ با همان ضربت از دنيا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاري شد شيخ بزرگ دانست كه مرگش نزديك است. با خون خود بر ديوار اين رباعي را نوشت:

 

 


در كوي تو رسم سرفرازي اين است مستان تو را كمينه بازي اين است


با اين همه رتبه هيچ نتوانم گفت شايد كه تو را بنده نوازي اين است

 

 


مقبره شيخ عطار در نزديكي شهر نيشابور قرار دارد و چون در عهد تيموريان مقبره او خراب شده بود به فرمان امير عليشير نوايي وزير سلطان حسين بايقرا مرمت و تعمير شد.

 

 

مقبره عطار نیشابوری

 

 

ويژگي سخن عطار :

 

 

عطار، يكي از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاريخ ادبيات ايران است. سخن او ساده و گيراست. او براي بيان مقاصد عرفاني خود بهترين راه را كه همان آوردن كلام ساده و بي پيرايه و خالي از هرگونه آرايش است انتخاب كرده است. او اگر چه در ظاهر كلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحكام سخن استاداني همچون سنايي را ندارد ولي آن گفتار ساده كه از سوختگي دلي هم چون او باعث شده كه خواننده را مجذوب نمايد و همچنين كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستانها و حكايات مختلف يكي ديگر از جاذبه هاي آثار او مي باشد و او سرمشق عرفاي نامي بعد از خود همچون مولوي و جامي قرار گرفته و آن دو نيز به مدح و ثناي اين مرشد بزرگ پرداخته اند چنانكه مولوي گفته است:

 

 

عطار روح بود و سنايي دو چشم او ما از پي سنايي و عطار آمديم

 

 

آثار عطار نیشابوری

 

 

معرفي آثار عطار :

 

 

آثار شيخ به دو دسته منظوم و منثور تقسيم مي شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- ديوان اشعار كه شامل غزليات و قصايد و رباعيات است. 2- مثنويات او عبارت است از: الهي نامه، اسرار نامه، مصيبت نامه، وصلت نامه، بلبل نامه، بي سر نامه، منطق الطير، جواهر الذات، حيدر نامه، مختار نامه، خسرو نامه، اشتر نامه و مظهر العجايب. از ميان اين مثنويهاي عرفاني بهترين و شيواترين آنها كه به نام تاج مثنويهاي او به شمار مي آيد منطق الطير است كه موضوع آن بحث پرندگان از يك پرنده داستاني به نام سيمرغ است كه منظور از پرندگان سالكان راه حق و مراد از سيمرغ وجود حق است كه عطار در اين منظومه با نيروي تخيل خود و به كار بردن رمزهاي عرفاني به زيباترين وجه سخن مي گويد كه اين منظومه يكي از شاهكارهاي زبان فارسي است و منظومه مظهر العجايب و لسان الغيب است كه برخي از ادبا آنها را به عطار نسبت داده اند و برخي ديگر معتقدند كه اين دو كتاب منسوب به عطار نيست.

 

 

زندگینامه عطار نیشابوری

 

 


آثار منثور عطار:

 


يكي از معروفترين اثر منثور عطار تذكرة الاولياست كه در اين كتاب عطار به معرفي 96 تن از اوليا و مشايخ و عرفاي صوفيه پرداخته است.

 

 

 

گزيده اي از اشعار عطار نیشابوری

 


 

اي هجر تو وصل جاوداني                                            اندوه تو عيش و شادماني

 

در عشق تو نيم ذره حسرت                                       خوشتر ز وصال جاوداني

 

بي ياد حضور تو زماني                                              كفرست حديث زندگاني

 

صد جان و هزار دل نثارت                                            آن لحظه كه از درم براني

 

كار دو جهان من برآيد                                                گر يك نفسم به خويش خواني

 

با خواندن و راندم چه كار است؟                                  خواه اين كن خواه آن، تو داني

 

گر قهر كني سزاي آنم                                               ور لطف كني سزاي آني

 

صد دل بايد به هر زمانم                                             تا تو ببري به دلستاني

 

گر بر فكني نقاب از روي                                             جبريل شود به جان فشاني

 

كس نتواند جمال تو ديد                                             زيرا كه ز ديده بس نهاني

 

نه نه، كه به جز تو كس نبيند                                      چون جمله تويي بدين عياني

 

در عشق تو گر بمرد عطار                                           شد زنده دايم از معاني

 

 

******

 


گم شدم در خود چنان كز خويش ناپيدا شدم              شبنمي بودم ز دريا غرقه در دريا شدم

 

سايه اي بودم  ز اول بر زمين افتاده خوار               راست كان خورشيد پيدا گشت ناپيدا شدم

 

ز آمدن بس بي نشان و ز شدن بي خبر                      گو بيا يك دم برآمد كامدم من يا شدم

 

نه، مپرس از من سخن زيرا كه چون پروانه اي               در فروغ شمع روي دوست ناپروا شدم

 

در ره عشقش قدم در نِه، اگر با دانشي                 لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

 

چون همه تن مي بايست بود و كور گشت             اين عجايب بين كه چون بيناي نابينا شدم

 

خاك بر فرقم اگر يك ذره دارم آگهي                  تا كجاست آنجا كه من سرگشته دل آنجا شدم

 

چون دل عطار بيرون ديدم از هر دو جهان                          من ز تأثير دل او بيدل و شيدا شدم



 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 16 ارديبهشت 1392برچسب:عطار نيشابوري,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق.....به همراه بیوگرافی


 

شیخ محمود شبستری 
 

به نام آن که اول کرد و آخر

به نام آن که ظاهر کرد و باطن

خداوند منزه پاک و بی عیب

که عالم را شهادت کرد از غیب

به هر وصفی که خوانی در شریعت

در آئی انس میدان در طریقت

توان اندر صفاتش ره بریدن

ولی در ذات او نتوان رسیدن

به دانش در صفاتش ره نیابند

به کلّی سوی ذاتش چون شتابند

بسی گوشند و گویند از صفاتش

ولی عاجز شوند از کنه ذاتش

نبی گفتا صفات او ندانند

که اندر ذات او چون ابلهانند

کسی کو ظن برد کاو هست واصل

یقین دانم ندارد هیچ حاصل

کمال معرفت شد ما عرفناک

از آن گفتند خالصان ما عبدناک

هزاران قرن اگرچه علم خوانند

سزاوار صفاتش هم نخوانند

تفکر را نماند آن جا مجالی

به جز حیرت ندارم هیچ حالی

نخواهم آن چه گوید مرد گمراه

از آن گفتارها استغفرالله

به قدر فهم و عقل خویش گویند

یقین دارم اگر چه بیش گویند

نگویم که چنان و که چنین کرد

که گاهی آسمان و گه زمین کرد

ولی دانم که او از امر واحد

همه موجود کرد و اوست واحد

یکی را در یکی زن هم یکی دان

یکی از ذات پاکش بیشکی دان

نه از روی عدد کز راه وحدت

یکی دانَش نه چون هر یک ز صفوت

بدان دارد که می‌بینم عیانش

به گفتن در نمی‌گنجد بیانش

سخن ترسم که در توحید رانم

که در تشبیه و در تعطیل مانم

هر آن چیزی که بتوان گفت این‌ست

که آن یک آسمان، این یک زمین است

زمین و آسمان اندر بیانش

هر آن چیزی که هست او داد جانش

مر او را می‌رسد از خلق تحسین

تعالی خالق الانسان من طین

ملائک در مقام خویش هر یک

به علم خویش می‌دانند بی شک

 

 


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: جمعه 11 اسفند 1391برچسب:شیخ محمود شبستری,کنز الحقایق,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

زندگی نامه ی عطار نیشابوری

 

 

 

 

 

 

 حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری در  ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور دیده به جهان گشود .

 

 

وی  به خیامی وخیام نیشابوری و خیامی النیسابوریهم نامیده شده‌است، از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شاعران بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و حجةالحق لقب داشته است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1391برچسب:خیام,نیشابور, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

مطرب بگو که کارجهان شد بکام ما.......حافظ
ساقی! به نور باده برافروز جام ما
مطرب، بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکسِ رُخِ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذتِ شُربِ مُدام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده‌شد به عشق
ثبت است بر جَریده‌ عالَم دوام ما
چندان بُوَد کرشمه و ناز سَهی قدان
کآید به جلوه سرو صِنوبرخرام ما
ای باد! اگر به گُلشن اَحباب بگذری
زِنهار! عرضه‌دِه بَرِ جانان پیام ما
گو «نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری؟
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما»
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زآن رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
ترسم که صَرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
حافظ! ز دیده، دانه‌ی اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
دریای اَخضَر فَلَک و کشتی هِلال   هستند غرقِ نعمتِ حاجی قوام ما


نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 18 دی 1391برچسب:حافظ,مطرب, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

گذری از سیروسلوک آیت الله گلپایگانی

 عذاب برزخی مردگان از زبان آیت‌الله گلپایگانی

مدرس عرفان اسلامی گفت: دوستی آیات عظام بروجردی و سید جمال‌الدین گلپایگانی به حدی بود که وقتی نامه ایشان به آیت‌الله بروجردی می‌‌رسید، به احترام از جا بر می‌‌خاست، آن را می‌بوسید و روی دیدگانش می‌‌نهاد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، 29 محرم، سالروز وفات فقیه و عارف برجسته شیعه، آیت‌الله سید جمال‌الدین گلپایگانی است. به همین مناسبت گفتگوی مشروحی با «حسن اردشیری لاجیمی» از مدرسان عرفان اسلامی انجام دادیم که متن آن از نظر می‌گذرد.

 

ولادت سید جمال الدین گلپایگانی

 

حسن اردشیری در ابتدای این گفت‌وگو اظهار داشت: آیت الله سید جمال‌الدین گلپایگانی در سال 1295هجری قمری در روستای سعید آباد گلپایگان متولد شد.

 

وی ادامه داد: ایشان برخی از دروس را در حوزه گلپایگان گذراند و در سن 16 سالگی وارد حوزه اصفهان شد. وی از محضر بزرگانی چون حکیم جهانگیر خان قشقایی و آخوند کاشانی استفاده کرد و از دوستان ایشان می‌توان آیت‌الله بروجردی را نام برد. ایشان در 23 سالگی برای ادامه تحصیلات عازم نجف اشرف شد و در آن جا از محضر آیت‌الله آخوند خراسانی (ره) بهره برد.

 

اهمیت نقش استاد در سیر و سلوک

 

اردشیری، نقش استاد در سلوک عرفانی را یکی از مهمترین اصول دانست و گفت: آیت‌الله العظمی سید علی آقا قاضی(ره) در این‌باره فرمود: اگر انسان نصف عمر خویش را در پیدا کردن انسان کاملی صرف نماید، می‌‌ارزد.

 

وی خاطر نشان کرد: در نتیجه، شاید از امتیازات عرفان اسلامی بر اساس سیره اهل بیت علیهم‌السلام در مقابل جریان‌های معنویت گرای نوظهور این است که در عرفان اسلامی تبعیّت کورکورانه و به دور از آگاهی صحیح نیست و سالک به هرکس بدون شناخت و تأمل دست ارادت نمی‌دهد بلکه باید این امر آگاهانه و همراه با شناخت ویژگی‌های استاد باشد.


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1391برچسب: آیت الله گلپایگانی,سیروسلوک,سید احمد کربلائی, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

سرگذشت شاعری شوریده دل که اسیر ناوک زنی بدکاره بنام (آرزو)شد..وحشی بافقی

 




  وحشی بافقی
 

 

 
زندگی نامه

كمال‌ الدين‌ بافقي‌ متخلص‌ به‌ وحشي‌ از شعراي‌ مشهور دوره‌ ‌صفويه است‌. وي‌ درسال‌ ۹۳۰ هجري‌ قمري‌ در بافق‌ بدنيا آمد و تحصيلات‌ مقدماتي‌ خود را در زادگاهش‌ سپري‌ نمود. وحشي‌ در جواني‌ به‌ يزد رفت‌ و از دانشمندان‌ و سخنگويان‌ آن‌ شهر كسب‌ فيض‌ كرد و پس‌ از چند سال‌ به‌ كاشان‌ عزيمت‌ نمود و شغل‌ مكتب‌ داري‌ را برگزيد. وي‌ پس‌ از روزگاري‌ اقامت‌ در كاشان‌ و سفر به‌ بندر هرمز و هندوستان‌، در اواسط عمر به‌ يزد بازگشت‌ و تا پايان‌ عمر در اين‌ شهر زندگي‌ كرد. وحشي‌ بافقي‌ در سال‌ ۹۹۷ هجري‌ قمري‌در سن‌ شصت‌ و يك‌ سالگي‌ درگذشت‌ . اين‌ شاعر بزرگ‌ روزگار خود را با اندوه‌ و سختي‌ و تنگدستي‌ و تنهائي‌ گذراند و دراشعار زيبا و دلكش‌ او سوز و گداز اين‌ سالهاي‌ تنهايي‌ كاملا مشخص‌ است‌ . وي‌ غزل‌ سراي‌ بزرگي‌ بود و در غزليات‌ خود از عشقهاي‌ نافرجام‌ ،زندگي‌ سخت‌ و مصائب‌ و مشكلات‌ خود ياد كرده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ وحشي‌ رباعيات‌ ، ترجيع‌ بند، تركيب‌ بند و مثنوي‌هاي‌ زيبايي‌ از خود به‌ يادگار گذاشته‌ كه‌ تبحر و تسلط او را بر شعر و ادبيات‌ فارسي‌ نشان‌ مي‌دهد. از شاهكارهاي‌ هنري‌ وحشي‌ بافقي‌ مي‌ توان‌ به‌ مثنوي‌ فرهاد و شيرين‌ اشاره‌ كرد كه‌ ناتمام‌ ماند و بعد ها وصال‌ شيرازي‌ از شعراي‌ بزرگ‌ ‌قاجاريه آن‌ را تكميل‌ كرد.  آثار باقي‌ مانده‌ از وحشي‌ بافقي‌ عبارتست‌ از: -ديوان‌ اشعار -مثنوي‌ خلد برين‌ -مثنوي‌ ناظر و منظور -مثنوي‌ فرهاد و شيرين. مشهورترین اثر او ترکیب بند شرح پریشانی است که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانیم.


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:شعر,وحشی بافقی,کمال الدین,شمس الدین,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شعری زیبا از فیض کاشانی(مونس جان )

 

بیا تا مونس هم، یار هــم ،غمخوار هم باشیم
انیس جان غم، فرسودة بیمار هم باشیم
شب آید، شمع هم گردیم و بهر یگدگر سوزیم
شود چون روز ،دست و پای هم در كار هم باشیم
دوای هم، شفای هم، برای هم، فدای هم
دل هم ،جان هم ،جانان هم، دلدار هم باشیم
به هم یك تن شویم و یكدل و یكرنگ و یك پیشه
سری در كار هم آریم و دوش و بار هم باشیم
جدائی را نباشد زهره ای تا درمیان آید
به هم آریم سر ، بر گرد هم ،پرگار هم باشیم
حیات یكدگر باشیم و بهر یكدگر میریم
گهی خندان زهم گه خسته و افكار هم باشیم
بوقت هوشیاری عقل كل گردیم بهر هم
چو وقت مستی آید ساغر سرشار هم باشیم
شویم از نغمه سازی، عندلیب غم زدای هم
به رنگ و بوی یكدیگر شده ،گلزار هم باشیم
به جمعیت پناه آریم از باد پریشانی
اگر غفلت كند آهنگ ما ، هشیار هم باشیم
برای دیده بانی خواب را بر خویشتن بندیم
زبهر پاسبانی دیدة بیدار هم باشیم
جمال یكدگر گردیم و عیب یكدگر پوشیم
قبا و جبه و پیراهن و دستار هم باشیم
غم هم، شادی هم، دین هم ،دنیای هم گردیم
بلای یكدگر را چاره و ناچار هم باشیم
بلا گردان هم گردیده ،گرد یكدگر گردیم
شده قربان هم از جان و منت دار هم باشیم
یكی گردیم در گفتار و در كردار ودر رفتار
زبان و دست و پا یك كرده ، خدمتكار هم باشیم

نمی بینم بجز تو همدمی ای (فیض) در عالم
بیا دمساز هم گنجینة اسرار هم باشیم
 
نويسنده: علی توکلی تاريخ: پنج شنبه 27 مهر 1391برچسب:فیض کاشانی,مونس,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

به این شباهت توجه و تفکر کنید

گر بتوانم یک دل را از شکستن باز دارم، بیهوده نزیسته ام

اگر بتوانم رنچ و محنتی را از زندگی یک فرد دور کنم،

یا دردی را ارام کنم

یا پرندۀ از پا افتاده ای را یاری کنم که به اشیانش باز گردد، بیهوده نزیسته ام

امیلی دیکنسن

رنچ مشو، راحت رنجور باش

ساعتی از محتشمی دور باش

رنج خود و احت یاران طلب

سایه خورشید سواران طلب

درد ستانی کن و درمان دهی

تات رسانند به فرماندهی

نظامی

نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 16 مرداد 1391برچسب:امیلی دیکنسن,نظامی, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

شکوفه های گیلاس

دستانم را عطر آگین می کنم
سر انگشتانم را به آبشار 'گیسوانت می سپارم
سر چشمه های عشق را
در بی نهایت چشمانت می جویم
تو جادوی دیدار
شعری کهنه
و تازگی شقایق بارانی
خیمه زدن در پاییز کوهستان
 

روایت واژه های دلتنگی است

اما بهار

حقیقتی از جنس لحظه های با تو بودن است
آری
دوستت دارم را
با بضاعتی اندک
جسارتی بسیار

و صداقتی جاری فریاد می کنم
جرعه های شراب عشقی ممکن را

نثار تشنگی هایت می کنم

شادی ها از آن تو
غصه ها و دلواپسی هایت را به من هدیه کن

آری

دوستت دارم را

شكوفه هاي گيلاس به تو خواهند گفت

نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1391برچسب:شکوفه,شکوفه های گیلاس, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

نظريه سي.پي.اچ..CPH

 

 

مقدمه:


گوردن کانه Gordon Kane نظریه پرداز فیزیک ذرات و استاد فیزیک در دانشگاه میشیگان که کارهاى او روى آزمایش و گسترش مدل استاندارد فیزیک ذرات متمرکز است، ده سئوال بی جواب فیزیک را در www.sciam.com  منتشر کرده است. برای مطالعه متن کامل سئوالات گوردن کانه به فصل 72: آن سوى مدل استاندارد مراجعه فرمایید. در این فصل سئوالات یاد شده از دیدگاه نظریه سی. پی. اچ. بررسی می شود. اما قبل از آن انرژی و انرژی گرمایی با استفاده از نظریه سی. پی. اچ. توضیح داده می شود.

 

 


 


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: یک شنبه 14 خرداد 1391برچسب:CPH,نظريه جديد فيزيك,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

افتخار فیزیک ایران

 

زندگی [ویرایش]

پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستانسعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشاتقائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ويولن و پيانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بيروت.[۲][۳] محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

منبع:ویکی پدیا


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:دکتر محمود حسابی,فیزیک,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دولت عشق

 مــرده بــدم زنده شدم گريه بدم خنده شــــدم دولــت عشــق آمد و من دولت پاينده شدم

ديــده سيـــر اســت مـــرا جـــان دلــير است زهـــره شير اســت مـــرا زهره تابـنده شدم

گـفـت کـه ديوانه نه​اي لايــق ايـن خانــه نه​اي رفـتم ديوانه شـــدم ســـلسله بندنـده شدم

گفت که سرمست نه​اي رو که از اين دست نه​اي رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنـــده شدم

گفت کـه تـو کشته نه​اي در طرب آغـشتـه‌نه​اي پــيش رخ زنـده کنش کشته و افکنده شدم

گفـت کـه تو زيـرککي مسـت خيــالي و شکي گول شـدم هول شـدم وز همه برکنده شدم

گـفـت کـه تو شمع شدي قبله اين جمع شدي جمع نيم شمــع نيــم دود پـراکــنده شدم

گـفـت که شيـخي و سـري پيـش رو و راهبري شيخ نيـم پيــش نيم امــر تــو را بنده شدم

گفــت که با بــال و پـري من پر و بـالت ندهم در هـوس بال و پرش بي​پــر و پـرکنده شدم

گــفت مـرا دولــت نـو راه مـرو رنــجـه مـشو زانک من از لطف و کرم سوي تو آينده شدم

گفـت مـرا عشق کـهن از بر مـا نــقل مـــکن گــفتــم آري نکنــم ساکن و باشنـده شدم

چشمه خورشـيد تويــي سايـه گـه بيد مــنـم چونـک زدي بر سر من پست و گدازنده شدم

تابـش جان يافــت دلـم وا شد و بشکافـت دلم اطـلــس نو بافت دلم دشمن اين ژنده شدم

صــورت جـان وقـت سحـر لاف همي​زد ز بـطر بــنـده و خربنــده بدم شاه و خداونده شدم

شـکـر کـند کاغــذ تـو از شـکر بــي​حــد تـو کــآمد او در بــر مـن با وي مانــنده شــدم

شکر کند خـاک دژم از فـلـک و چـرخ بـه خم کــز نظــر وگردش او نـورپـذيـرنـده شــدم

شـكر کند چــرخ فـلک از ملک و ملک و ملک کــز کــرم و بخشش او روشن بخشنده شدم

شکـر کند عـارف حـق کـز هـمــه برديم سبق بــر زبــر هفــت طــبق اختر رخشنده شدم

زهـره بـدم مـاه شـدم چرخ دو صـد تاه شــدم يـوسف بـودم ز کنون يوســف زاينــده شدم

از تـوام اي شهره قمــر در من و در خــود بنگر کــز اثــر خـنـده تو گلـشـن خنـدنده شدم

باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان کــز رخ آن شـاه جهـان فرخ و فرخنده شدم

نويسنده: علی توکلی تاريخ: جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:مرده,زنده,عشق,ملك,ملكوت, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

تاريخچه پر احساس ترين ساز سنتي(سه تار)

سه تار سازی است از خانواده ی ساز های زهی – زخمه ای دسته بلند که طبق تحقیقات و نظر

محققان پیدایش ساز های زهی – زخمه ای در ایران بوده است........


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: چهار شنبه 13 ارديبهشت 1391برچسب:سه تار,جلال,عليزاده,محمد رضا لطفي, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

عشق حقيقي

اينو نوشتم براي كسايي كه بدنبال عشق حقيقي مي گردن....باشد كه به آن برسند و در نور آن خورشيد تابان بسوزن

 

عشق هايي كه از پي رنگي بود  -   عشق نبود عاقبت ننگي بود

زانكه عشق مردگان پاينده نيست  -  چون كه مرده سوي ما آينده نيست

عشق زنده در روان و در بصر    -    هر دو مي باشد ز غنچه تازه تر

عشق آن زنده گزين كو باقي است -  وز شراب جان فزايت ساقي است

عشق آن بگزين كه جمله انبيا   -     يافتند از عشق او كارو كيا.........

نويسنده: علی توکلی تاريخ: سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:عشق,انبيا,غنچه,مردگان,شراب,آينده,, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

افتخاري ديگر از ايرانيان در عرصه علم فيزيك

»آشنایی با نیما ارکانی حامد جانشین انیشتن

نیما ارکانی حامد فردی ایرانی است که حدودا 39 سال سن دارد، او مدرک لیسانس خود را در ریاضی و فیزیک با نشان عالی را از دانشگاه تورنتو در سال 1993 گرفته

و پس از آن دکترا را در سال 1997 از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت کرده است. نیما ارکانی حامد پس از آن در شتاب دهنده خطی استنفرد شروع به کار کرد. نیما از 14 سالگی در نظریه و قوانین نیوتون تحقیق کرده است.

در سال 1999به عنوان استاد دانشگاه برکلی مشغول به کار شد. وی در سال 2002 پس از یکسال ملاقات با استادان دانشگاه هاروارد به عنوان استادی در دانشگاه هاروارد رسید و کمی بعد از آن به مقام استادی در تحصیلات پیشرفته در دانشگاه پرینستون رسید. این مقام از سال 1933 تا سال 1955 (زمان مرگ آلبرت انیشتن) در دست انیشتن بوده که هم اکنون نزد دکتر ارکانی است. از سال 2002 تا 2008 او استاد ارشد دانشگاه هاروارد بوده است.

در سال گذشته نیز بارها مهمان انستتیو علوم طبیعی بوده و به گفته Peter goddarg مدیر انستتیو: "ما با دکتر ارکانی تماس گرفتیم تا او به جمع استادان ما بپیوندد و او نیز موافقت کرد" به گفته وی او یک تصویر ذهنی و یک درک عمیق از ظواهر تئوری های مدرن دارد و او قرار است نقش یک رهبر را در آزمایش در LHC را داشته باشد. پرفسور Nathan seibery عضو انستتیو علوم طبیعی افزود: "درک عمیق او از فیزیک و خلاقیت قابل توجه وی باعث پیشرفت انستتیو خواهد شد."

دکتر ارکانی هم اکنون در زمینه فیزیک ذرات، نامی برای خود دست و پا کرده و قرار است نظریه انقلابی او (که در زمینه عملکرد جهان می باشد) اواخر امسال تست شود. این آزمایش در LHC در CERN که مهمترین و بزرگترین شتاب دهنده ذرات در دنیا می باشد انجام خواهد شد. این شتاب دهنده در سوئیس قرار دارد و در ماه می سال 2008 افتتاح شده است. US/LHC در ماه آگوست یا سپتامبر شروع به کار می کند و اثبات تئوری در آن در سال 2009 می باشد. LHC تونلی دایره ای شکل به طول 17 مایل (20.8 کیلومتر) دارد. هزینه ساخت این دستگاه عظیم در حدود 5 تا 10 بیلیون دلار شده است.

دکتر نیما ارکانی حامد (رهبر فیزیکدانان نظری) افکار ما را در مورد فضا و زمان باز کرده و به گفته ایشان جهان حداقل 11 بعد دارد. این نظریه انقلابی را در فیزیک بوجود خواهد آورد. در تئوری ابر ریسمان و یا به اختصار ریسمان، تلاش بر این بوده که توضیح دهد ذرات کوچکترین حالت در این جهان نیستند بلکه حلقه هایی که دارای نوسان می باشند، که ریسمان نامیده می شوند کوچکترین چیز می باشد. در این نظریه ریسمان در 11 بعد نوسان می کند و بر خلاف ما که در 3 بعد مکان و یک بعد زمان هستیم. بیشتر مدلها در این تئوری حداقل 7 بعد دیگر را نشان می دهد که برای انسان قابل درک نیست.

دکتر ارکانی با فیزیکدانانی به نام Dimopoulos و Dvail پیشنهاد کردند که بعضی از این ابعاد بزرگتر از حدی است که قبلا تصور می شد و این مدل (ADD (Arkani-Dvail-Dimopoulos نام دارد متاسفانه این ابعاد قابل مشاهده نمی باشند، زیرا گرانش تنها نیروی هست که بر آنها احاطه دارد.

مخالفت بعضی ها با این تئوری به این دلیل است که نمی توان آن را آزمایش کنند. برای مثال، اگر شما در ماشین خود نشسته باشید و دستگاه GPS شما روشن باشد، شما می توانید سرعت و مکان دقیق خود را در یک لحظه بدانید. ولی این کار در دنیای ذرات غیر ممکن است و شما نمی توانید سرعت و مکان یک جسم را در یک لحظه بگویید.

دکتر ارکانی و دیگران بر این باورند که (LHC (larg hadron collider قادر است به جواب دادن به این سوال کمک کند. اگر تئوری او تایید شود، این اولین پیشرفت در زمینه فیزیک ذرات و تصورات ما در مورد فضا زمان اطراف مان از زمان انقلاب انیشتن در این رشته تا به امروز می باشد.

جوایزی که وی دریافت کرده است:
در سال 2005 جایزه فی بتا کاپا از دانشگاه هاروارد
در سال 2003 کسب مدال گریبو از انجمن فیزیک اروپا

و کمک هزینه های متعددی در سال 2002

حامد در سال 2005 برندۀ جایزه PHIL BETA KAPPA از دانشگاه هاروارد برای تعلیمات عالی خود گردید.

نیما ارکانی حامد (زاده ۱۹۷۲) از فیزیکدانان فیزیک ذره ای و نظریه ریسمان کاربردی است. او در آمریکا از پدر و مادری ایرانی که خود نیز فیزیکدان بودند به دنیا آمد و در حال حاضر استاد تمام وقت دانشگاه پرینستون است. وی هم اکنون همان کرسی را در این دانشگاه دارد که زمانی متعلق به آلبرت انیشتین بود. پدر وی نیز جعفر ارکانی حامد در حال حاضر استاد دانشگاه مک گیل کانادا در رشته ژئو فیزیک است. نیما ارکانی حامد در بیست و سومین دورهٔ کنفرانس فیزیک سُلوی در سال ۲۰۰۵ جزء دعوت شدگان به این کنفرانس بود.
 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:فيزيك,نظريه ريسمانها,نيما اردكاني حامد فردي,انيشتين, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دردا غم من

 

دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من

ديدي چه آوردي اي دوست از دست دل بر سر من

عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد

رفتي چو تير كمان شد از بار غم پيكر من

مي‌سوزم از اشتياقت  در آتشم از فراغت

كانون من سينه من سوداي من آذر من

بار غم عشق او را گردون نيارد تحمل

چون ميتواند كشيدن اين پيكر لاغر من

اول دلم را صفا داد، ايينه ام را جلا داد

 

  آخر به باد فنا داد ، عشق تو خاكستر من


 

 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:عشق,یار,دوست, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

پاسبان حرم دل.....

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارش
یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن
ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند
ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من
ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند

 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:دل,آفتاب,یار,پرده, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

بنده نوازي

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟


زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه؟



شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای

قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟


نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای در انداخته ای یعنی چه؟


سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

وز میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه؟



هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج با خسته ای یعنی چه؟



حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه؟
 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: جمعه 25 فروردين 1391برچسب:شاه,پرده,حافظ,مهر,مست,زلف,سخنت,رمز, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درد از فراغ يار عالم سوز

دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فدای او شد و جان نيز هم
اين که می‌گويند آن خوشتر ز حسن
يار ما اين دارد و آن نيز هم
ياد باد آن کو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پيمان نيز هم
دوستان در پرده می‌گويم سخن
گفته خواهد شد به دستان نيز هم
چون سر آمد دولت شب‌های وصل
بگذرد ايام هجران نيز هم
هر دو عالم يک فروغ روی اوست
گفتمت پيدا و پنهان نيز هم
اعتمادی نيست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نيز هم
عاشق از قاضی نترسد می بيار
بلکه از يرغوی ديوان نيز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
و آصف ملک سليمان نيز هم
 

نويسنده: علی توکلی تاريخ: چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:يار,فراغ,دوست,دوستان,پنهان,سليمان,حافظ,عشق, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

اشعاری از شیخ محمود شبستری...با دقت بخوانید؟؟؟
هر آن چيزي که در عالم عيان است 
چو عکسي ز آفتاب آن جهان است
 
که هر چيزي به جاي خويش نيکوست
جهان چون زلف و خط و خال و ابروست
 
رخ و زلف آن معاني را مثال است
تجلي گه جمال و گه جلال است
 
رخ و زلف بتان را زان دو بهر است
صفات حق تعالي لطف و قهر است
 
نخست از بهر محسوس است موضوع
چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع
 
کجا بيند مر او را لفظ غايت
ندارد عالم معني نهايت
 
کجا تعبير لفظي يابد او را
هر آن معني که شد از ذوق پيدا
 
به مانندي کند تعبير معني
چو اهل دل کند تفسير معني
 
که اين چون طفل و آن مانند دايه است
که محسوسات از آن عالم چو سايه است
 
بر آن معني فتاد از وضع اول
به نزد من خود الفاظ ماول
 
چه داند عام کان معني کدام است
به محسوسات خاص از عرف عام است
 
از آنجا لفظها را نقل کردند
نظر چون در جهان عقل کردند
 
چو سوي لفظ معني گشت نازل
تناسب را رعايت کرد عاقل
 
ز جست و جوي آن مي‌باش ساکن
ولي تشبيه کلي نيست ممکن
 
که صاحب مذهب اينجا غير حق نيست
بدين معني کسي را بر تو دق نيست
 
عبارات شريعت را نگه‌دار
ولي تا با خودي زنهار زنهار
 
فنا و سکر و آن ديگر دلال است
که رخصت اهل دل را در سه حال است
 
بداند وضع الفاظ و دلالت
هر آن کس کو شناسد اين سه حالت
 
مشو کافر ز ناداني به تقليد
تو را گر نيست احوال مواجيد
 
نه هر کس يابد اسرار طريقت
مجازي نيست احوال حقيقت
 
مر اين را کشف بايد يا که تصديق
گزاف اي دوست نايد ز اهل تحقيق
 
تو را سربسته گر خواهي بداني
بگفتم وضع الفاظ و معاني
 
لوازم را يکايک کن رعايت
نظر کن در معاني سوي غايت
 
ز ديگر وجه‌ها تنزيه مي‌کن
به وجه خاص از آن تشبيه مي‌کن
 
نمايم زان مثالي چند ديگر
چو شد اين قاعده يک سر مقرر
 
 
نويسنده: علی توکلی تاريخ: دو شنبه 21 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

گذري بر شعر نو عنوان(راز هستي)

از راز هستی برایم بگو

از رقص ابرها....

از پایکوبی نسیم....

از شیطنت قاصدکها...

از عشق برایم بخوان

از زمزمه دشت...

از آواز آب ....

از سرود برگ...

بگو چه می گویند اینها؟!....
 


ادامه مطلب
نويسنده: علی توکلی تاريخ: جمعه 18 فروردين 1391برچسب:راز هستي,ستاره,قاصدكها,ابر,پايكوبي,رقص, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

سلامی چو بوی خوش آشنایی!

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to reality-secret.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com